X
تبلیغات
(پایگاه آموزشی علوم تجربی) - :: علم چیست ؟ ::

(پایگاه آموزشی علوم تجربی)

:: علم چیست ؟ ::

 

علم چیست ؟

در مدارس معمولاً دانش آموزان به دنبال جوابهایی برای سئوالاتی هستند

 که عموماً با جمله « این چیست » شروع می شود . قبل از هر چیز باید دانست

که علم مجموعه ای ا ز چیز هایی که قبلاً تصور می شد 

 مانند یک سری موضوعات مختلف درباره یک سنگ گرانیتی 

 یک لانه کهنه زنبور ، یک دانه ذرت و یا یک گل لاله نیست .

 علم عبارت از آموزش اسامی قطعات بدن یک ملخ ، یا اجزای یک گل نیست .

 علم این نیست که ما نام بیست نو درخت ، حشره ، گل یا چیزهایی دیگر را بیاموزیم

 و به خاطر بسپاریم . پس علم چیست ؟

علم مطالعه مسائلی است که کودکان در اطراف خود می یابند

 و بگوییم ، علم مطالعه طبیعت است نه قسمتهایی از فیزیک ، شیمی ، زیست شناسی ...

محتویات علم با این موضوعات وابستگی پیدا می کند اما خودش بالطبیعه مطالعه مسائلی است

که روزمره در ذهن کنجکاو کودک ایجاد می شود . مثلاً : چه چیز سبب وزش باد می شود ؟

 داخل ابر چیست ؟ سنگ از چه ساخته شده است؟

 وقتی زنگی به صدا در می آید چه وضعی پیدا می کند ؟

 چگونه یک دانه کوچک مبدل به درختی بزرگ می شود ؟ قوس قزح از کجا می آید ؟

هر کس که در دبستان ها با دختران و پسران کوچک کار کرده باشد

 به خوبی می داند که آنان همواره شخص را مواجه با چنان سوالاتی می کنند

و مایلند که جواب آنها را بدانند . علم یعنی پیدا کردن جواب برای این قبیل سوالات .

لازم نیست علم خیلی فنی باشد . تعریف کامل علم را یک کودک ده ساله نه احتیاج دارد

 و نه می تواند درک کند . علم پایه ای است در چهار چوب قوانین ساده ای از« چطور »

« چه وقت »« کجا » « چرا » های پدیده هایی که هر روز در اطراف او ایجاد می شوند

 و اتفاق می افتند . علم او همین است . او احتیاج به قوانین فنی و تکنیکی ندارد و لازم نیست

 فرمولها و تشریح جزئیات را بداند . چنین مسائلی در سالهای بعد مورد مطالعه قرار می گیرند .

 اما فعلاً باید آتش کنجکاوی کودکان را فرو نشاند . کودک محتاج است که کنجکاویش توسعه یابد

 و علائقش پرورش یابند . این است نوع علمی که برای او مناسب است و او قادر است

 آن را درک کند . در کجا؟ علم در کجا است ؟ علم در هر جایی است که کودکان هستند

 در هوایی که تنفس می کنند ، در آبی که می نوشند ، در غذایی که می خورند . اکسیژن چیست ؟

 مواد معدنی چطور وارد آب می شوند ؟ ویتامین کدام است ؟ علم در چیزهایی است

 که او در راه مدرسه می بیند : الکتریسته چطور سبب حرکت یک اتومبیل می شود ؟

چرا سگ ها وقتی هوا گرم می شود زبانشان را بیرون می آورند ؟

 چه چیز سبب آبی بودن رنگ آسمان است ؟ علم در خانه های آنان است :

 زنگ در خانه چطور کار می کند ؟ علت ترشی لیمو چیست ؟

بخاری چگونه باعث گرمی خانه می شود ؟

علم در مدرسه است : دستگاه خاموش کننده آتش چگونه کار می کند ؟

منبع آب چرا زنگ می زند ؟ چرا همه باید واکسینه شوند ؟

 پس علم در اطراف دانش آموزانی است که ما به آنان درس می دهیم .

 آنان نمی توانند از علم جدا باشند . با کمکی بس نا چیز بیشتر آن را می توانند حس کنند .

 با کمی تشویق خیلی بیشتر می توان آنان را علاقه مند ساخت و اگر معلمی داشته باشند

 که این امکان استفاده را تشخیص دهد و مهارت خودش را در کمک به بچه ها

 و شناسایی محیط به کار برد ، علم آموزی بهتر صورت می گیرد . چگونه ؟

 به طور کلی این مطلب صحیح است که یک آدم مطلع شخص جالبی است

 اطلاعاتی درباره ی محیط می تواند یک نفر را فرد مطلعی سازد . معنی این جمله این نیست

 که شما ذهن دانش آموزان را پر از حقایقی کنید تا آنان بتوانند

هر جای خالی را در محاوره و صحبت پر کنند

بلکه شما باید به آنان تعمیم و تفسیرسائل موجود در محیط خود را بیاموزید .

 یک کودک 10 ساله ، بدون نیاز به حفظ کردن

 این که گل گیاهان تیره لاله دارای سه کاسبرگ ، سه گلبرگ همرنگ کاسبرگها  شش پرچم

 و یک مادگی و غیره است ، می تواند زندگی کند ، اما تصور کنید که او پس از یک آزمایش

 در مورد چندین گیاه یاد بگیرد که گیاهان و جانوران را روی بعضی خصوصیات مشترک

 به دستجاتی تقسیم بندی می کنند و دانستن این خصوصیات وی را قادر می سازد

که نمونه های یک گروه و تیره را تشخیص دهد . چنین تعمیمی می تواند او را در تشخیص گونه ها

 و   نمونه هایی که می بیند ، کمک کند ؛ عادات آنها را مطالعه کند و در مورد فواید

و مضرات آنها و بسیاری چیزهای دیگر آگاه شود . او از مطالعه دقیق و مشاهده

 به این تعمیم رسیده است و از مجموعه واقعیت های بسیار ، اما کوچک به یک ایده بزرگ

 رسیده است . پس یک هدف در علم این است که به شاگردان در تفسیر مسائل روزمره ای

 که با آنها برخورد دارند تعمیم دادن را یاد دهد . هر چه ما به مطالعه مسائلی

که در زندگی دانش آموزان ایجاد تنوع و تفاوت می کند نزدیکتر شویم

به دارا بودن یک برنامه عملی نزدیکتر  شده ایم .

شما قطعاً نمی خواهید وقتی دانش آموزانتان  بزرگ شدند طرز تفکر غلطی داشته باشند

 بلکه مایلید ایشان دارای نوع تعمیمی تفکر که روشی مبتکرانه و تازه است بشوند .

ممکن است این نوع تفکر را طریقه علمی یافتن جواب صحیح نام گذاری کنیم .

این روش زیاد هم جدید نیست و شاید شما آن را در حساب و یا موضوعات دیگر به کار بسته اید .

 مثلاً ، شرح مسائل ، پیشنهاد نظریات مختلف ، جمع آوری شواهد

پیدا کردن نتایج و کنترل آنها مراحل روش علمی است . منظور این نیست

 که هر وقت مشکلی پیش آمد شما این قدمها را بردارید و شاگردان را وادار کنید

 این راهها را طی کنند . عملاً طریقه علمی حل مسائل ، احتیاج به طی چنین مراحل قانونی ندارد

 مثلاً شاگردان مایلند بدانند چرا عقربه قطب نما همواره به سمت شمال و جنوب می ایستد .

شما مطمئن می شوید که دانش آموزان دقت لازم را در بررسی خود به کار می برند و می فهمند

که واقعاً چه می خواهند ، سپس توضیح می دهند که علت ثابت بودن جهت عقربه چیست .

 بعضی توضیحات قانع کننده اند و بعضی دیگر نیستند . شما می پرسید ؛ چطور بفهمیم

 که چه کسی درست می گوید و شاگردان جواب می دهند « کتاب علوم را بخوانیم »

« از معلم فیزیک بپرسیم » یا « آزمایش کنیم » پس شاگردان پیشنهاد می دهند ، جواب پیدا می کنند

و آن را با دقت لازم کنترل می کنند . مسئله حل شده است .

 حالا می توانند از دانش خودشان و البته به طریق ساده استفاده کنند .

این راه مسلماً اگر درست به کار رود ، برای شروع حل مشکلات آنان خوب است

و نتایج خوبی به بار می آورد .

اگر دانش آموزان راهنمای باهوشی داشته باشند می توانند قدمهای سریعی بردارند .

البته اقدام از این طریق احتیاج به زمان دارد تا فرد را واقعاً دقیق بار آورد .

 در مورد دانش آموزان نباید عجله به خرج داد . شما از دانش آموزان می خواهید

 که از روش علمی برای تفکر در ضمن کار پیروی کنند ، مثلاً می گویید هیچ پدیده ای

 خود به خود اتفاق نمی افتد ، بلکه علل متعددی برای آن وجود دارد ، پس دقیق باشند 

 در برابر عقاید دیگران روشن فکر کنند و تعصب به خرج ندهند

 نتایج را تا به مرحله اعتماد نرسیده اند پیش خود نگهدارند ، دنبال شواهد قابل اعتماد بگردند 

 مایل باشند در صورتی که به اشتباه خود پی بردند ، نحوه تفکر خود را عوض کنند 

 هرگز در رسیدن به نتیجه عجول نباشند ، در مورد اشیا کنجکاو باشند

و با توضیحات سطحی قانع نشوند . اینها ، چند نکته از نحوه تفکر به روش علمی است

 که یک معلم کار آزموده می  تواند در دانش آموزانش به وجود آورد . دوباره می گوییم :

هر چه زودتر با این روش آشنا شوید بهتر است . سپس شما می خواهید علائق دانش آموزان

 را توسعه دهید . آنان طبیعتاً در مورد بسیاری از چیزها علاقه نشان می دهند .

 اما نصف دنیا پر از چیزهایی است که آنان هرگز درباره آنها چیزی نمی دانند

و بالطبع نمی توانند در مورد آنها کنجکاو باشند . به نظر می آید مطالعه ای در مورد ستارگان

 برای عده ای راهی را به دنیای جدیدی باز کند و شاید این علاقه ای که در این میان

 نسبتبه موضوع پدید می آید ، همیشگی شود و ایشان را به این راه بکشاند .

مطالعه درباره این که یک گیاه چگونه رشد می کند ممکن است علاقه ای را در شاگرد رشد دهد .

مطالعه در مورد نوع علائق دانش آموزان ، نشان می دهد که آنان تقریباً

 به تمام چیزهای محیط اطراف خود علاقه دارند و برخلاف آنکه قبلاً تصور می شد

 فقط جانوران و گیاهان را دوست ندارند . بسیاری از علائق که در تمام طول زندگی

 به همراه اشخاص مانده اند ریشه هایی در دوره کودکی دارند . بسیاری از دانشمندان می گویند

 که علاقه و توجه آنان به علم از وقتی شروع شده که هنوز خیلی جوان بوده اند .

 با آموزش بهتر علوم در مدارس ، چنان نتایجی ممکن است به بار آید .

 شما می خواهید که دانش آموزانتان با حس احترام نسبت به چیزهای اطراف خود بار آیند

 اما چگونه کودکان  می توانند این حس را پیدا کنند ، ما مشغول بررسی راههای جدیدی هستیم

که به دانش آموز در بروز و رشد این حس کمک کنیم . سخنرانی های کوتاه و بلند

 در مورد زیباییهای طبیعت دردی را دوا نمی کند . صحبت تنها درباره ی پروانه های زیبا

زنبورها گلها هم زیاد مفید به نظر نمی رسد . بگذارید سعی کنیم تا به آنان یاد دهیم که ببینند 

 از نزدیک نگاه کنند . به دقت امتحان کرده و خودشان کشف کنند که چه عجایبی ما وجود دارد .

 در یک برگ سبز آنچنان فرایند سازندگی پیش می رود که هنوز بشر نتوانسته است

 یک مرحله آن را تقلید کند . آدمی دریافته است مواد اولیه ای که در این فرایند به کار می روند

 فقط آب و دی اکسید کربن است . ماده سبز رنگ برگ ، وجودش لازم است

 و هم این که بدون حضور نور طی این فرایند غیر ممکن است .او می تواند

 مراحل را تا آخرین مولکول تجزیه کند ، اما نمی تواند آنها را تقلید کند و یا کاملاً بفهمد .

 به علاوه ، بدون گذراندن این فرایند زندگی غیر ممکن است . چون یک کودک می تواند

 این حقایق را بفهمد ، به او کمک می شود تا اهمیت آنها را درک کند و در نتیجه 

 مخصوصاً اگر با معلمی باهوش کار کند ، حس ستایش وی بر انگیخته خواهد شد .

اینها نکاتی چند بودند که اگر معلمان علوم آگاه باشند که منظور چیست و راه کدام است

 مطالعه علم در مدارس ما می تواند برای کودکان انجام دهد . هدفهایی که در کتابهای

 راهنمای تدریس باقی می مانند و از لابه لای صفحات آنها خارج نمی شوند

 به درد دانش آموزان نمی خورند . هدفهایی مفیدند که درمغز و فکر معلم اند

و به مغز دانش آموزان منتقل می شوند . چنین هدفهایی انتخاب موضوع ، روشهای آموزشی

 فعالیت های برگزیده شده ، روش  ارزش یابی و هر کار دیگر را که در کلاس درس انجام می دهند

تحقق می بخشند . در اینجا یک نکته وجود دارد که بایستی تمام معلمان علوم به خاطر بسپارند :

« معلوم کنید که از آموزش علوم چه منظوری دارید ، آن را در خاطر نگهدارید

مواظب باشید که از راه خارج نشوید و ارزیابی کنید که تا چه حد به هدف نزدیک شده اید

و بالاتر از همه ، سعی کنید این هدفها هر چه ممکن است به هدف های دانش آموزان نزدیکتر باشند

 و از دانش آموزان در به انجام رساندن این هدفها کمک بگیرید . »

 منبع : کتاب  New unesco source book for science Teaching  

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 13:25  توسط فاطمه سلیمانی   |